قالب وبلاگ قالب وبلاگ
گروه گردشگري ـــــ کوهنوردی تاریانا


گروه گردشگري ـــــ کوهنوردی تاریانا
 
پيوند ها

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩۱ توسط دایی علی

ارمنستـــــــــان

زمینی

یک هفته

حرکت از تهران

12 الی 19 خرداد .

با اتوبوس اسکانیا VIP

هزینه هر نفر 455 هزارتومان

 صبحانه ،سیم کارت رایگان ،

گشت شهری رایگان،ترانسفر از

گاراژ تا محل اسکان و بلعکس.

برنامه گشت و بازدیدهای روزانه طبق

برنامه انجام میشود.

لیدرهای ارمنی و ایرانی

در مدت اجرای برنامه همراه

شماهستند .

تخفیف ویژه برای دانشجویان عزیز و گروههای 5 نفره به بالا

 

ارمنستان  ارزان  ارزانترین قیمت

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ٢٠ فروردین ۱۳٩۱ توسط دایی علی

 

سلام

دوستان و همنوردان عزیز

برنامه فروردین ماه سال 1391 آبشار شوی می باشد

 

لطفا جهت ثبت نام و شرکت در برنامه و اطلاع از جزییات

سفر با آقایان،قدر دان و شاهین پیرزاد تماس بگیرید.


نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ٢۳ اسفند ۱۳٩٠ توسط دایی علی

سلام

سال نو را به همه دوستان و همنوردان عزیز تبریک عرض میکنم

بهترینها را برایتان آرزو دارم

سرفراز و برفراز باشید


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱ اسفند ۱۳٩٠ توسط دایی علی

سلام .

ارمنستـــــــــان

نـــوروز 1391

زمینی یک هفته

حرکت از تهران

با اتوبوس اسکانیا

  صبحانه ،سیم کارت رایگان ،

گشت شهری رایگان،ترانسفر از

گاراژ تا محل اسکان و بلعکس،

لیدرهای ارمنی و ایرانی

در مدت اجرای برنامه همراه

شماهستند . 

  ارزان - ارزانتر ازهمه جا  09166017741


نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ۱۱ بهمن ۱۳٩٠ توسط دایی علی

سلام

دوستان و همنوردان عزیز

تورهای نوروزی ارمنستان

فروردین امسال نیز اجرا میشوند

ثبت نام کنید

ارزانتر از همه جا  ـو{ آىارارزانترین تور ایران تور ارزان   شو ابی  و سیاوش قمیشی

بلیط شوها ی ایرانی نیز تهیه میشود. شو


نوشته شده در تاريخ شنبه ۱٠ دی ۱۳٩٠ توسط دایی علی
 
 

لئوناردو باف یک پژوهشگر دینى معروف در برزیل است. متن زیر، نوشته اوست:
در میزگردى که درباره «دین و آزادى» برپا شده بود و دالایى‌لاما هم در آن حضور داشت، من با کنجکاوى، والبته کمى بدجنسى، از او پرسیدم : عالیجناب،بهترین دین کدام است؟
خودم فکر کردم که او لابد خواهد گفت: «بودایى» یا ادیان شرقى که خیلى قدیمى‌تر از مسیحیت هستند...
دالایى‌لاما کمى درنگ کرد، لبخندى زد و به چشمان من خیره شد ... و آنگاه گفت : بهترین دین، آن است  که از شما آدم بهترى بسازد !
من که از چنین پاسخ خردمندانه‌اى شرمنده شده بودم، پرسیدم : آنچه مرا انسان بهترى مى‌سازد چیست؟
او پاسخ داد :هر چیز که شما را دل‌رحم‌تر، فهمیده‌تر، مستقل‌تر، بى‌طرف‌تر، بامحبت‌تر، انسان دوست‌تر، با مسئولیت‌تر و اخلاقى‌تر سازد.دینى که این کار را براى شما بکند، بهترین دین است...
من لحظه‌اى ساکت ماندم و به حرف‌هاى خردمندانه او اندیشیدم. به نظر من پیامى که در پشت حرف‌هاى او قرار دارد چنین است:
دوست من! این که تو به چه دینى اعتقاد دارى و یا این که اصلاً به هیچ دینى اعتقاد ندارى، براى من اهمیت ندارد.
آنچه براى من اهمیت دارد، رفتار تو در خانه، در خانواده، در محل کار، در جامعه ودر کل جهان است...
به یاد داشته باش، عالم هستى بازتاب اعمال و افکار ماست. قانون عمل و عکس‌العمل فقط منحصر به فیزیک نیست بلکه در روابط انسانى هم صادق است.
اگر خوبى کنى، خوبى مى‌بینى و اگر بدى کنى، بدى...
همیشه چیزهایى را به دست خواهى آورد که براى دیگران نیز همان‌ها را آرزو کنى.
شاد بودن، هدف نیست. یک انتخاب است.
و در نهایت : هیچ دینى بالاتر از حقیقت وجود ندارد...
 
 
عاقبت همه‌ی ما زیر این خاک آرام خواهیم گرفت. ما که روی آن دمی به همدیگر مجال آرامش ندادیم .         
__._,_.___

نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ٢٩ آذر ۱۳٩٠ توسط دایی علی

سلام .

دوستان و عزیزان همنورد

یلدا مبارک

     یلدا مبارک

           یلدا مبارک

دوستان عزیز تاریانایی قرارمون یادتون نره


نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ۱٧ آبان ۱۳٩٠ توسط دایی علی

قابل توجه تیمهای ورزشی و ورزشکاران و گروههای گردشگری

 

احتراما به استحضار می‌رساند شرکت سوزیان سفر کارون شماره ثبت 28905  معتبر ترین مرکز اجاره خودرو در اهواز  با10 سال سابقه مستمر در امر ایاب و ذهاب و خدمات آمادگی خود را در ارائه خدمات زیر با قیمت مناسب اعلام می دارد.

1-سرویس دهی اداره‌جات ، شرکتها ، موسسات و ارگانهای دولتی و خصوصی ،

2-سرویس دهی مدارس  با  انواع اتوبوس ، مینی بوس  و  ون کولردار

3- خدمات توریستی-دربستی- سفر تشریفات عروسی و مراسم سوگواری

4- خدمات و سرویس دهی: اجلاس ها- همایشها - ماموریتهای برون شهری و درون شهری شرکتهای مهندسی و کارخانجات.

5-اجاره خودروبا راننده و بدون راننده به شرکتها

6- رزرواسیون هتل و سالن کنفرانس و اجتماعات

7- برگزاری مراسم استقبال و تودیع  میهمانان  

  •  ناوگان اتوبوسی شامل : ولوو - اسکانیا مان -  بنز
  • ناوگان مینی بوس شامل : هیوندایی-ایویکو-کارسان - ماهسان ,سیترا و
  • ناوگان سواری و تشریفات شامل : مگان  پرشیا 206 سوزوکی و وانت تک کابین و 2 کابین......

                                           سوزیان سفرکارون 

 تلفن تماس : 09163112736

با اعلان اینکه اطلاعیه را در وب لاگ تاریانا دیده اید تخفیف ویژه بگیرید

        


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٠ توسط دایی علی

صعود تاریک

خاطرات اولین نابینای فاتح اورست

با وجود اینکه نزدیک به دو هفته از پنجاهمین سالگرد صعود تاریخی قله اورست توسط ادموند هیلاری و تنزینگ نپالی می گذرد، اما همچنان واگویه های خاطرات فاتحان دیگر بلندترین قله در بام دنیا ادامه دارد. این بار اریک وایهنمایر# اولین فاتح نابینای اورست از صعودش می گوید. کسی که وقتی به بلندای قله اورست رسید نمی توانست جهان را زیر پایش نظاره کند. کسی که در تاریکی مطلق به خورشید نزدیک شد

• • •

چند سال بعد از اینکه من در سن 13 سالگی نابینا شدم، کتاب بریلی را راجع به صعود ادموند هیلاری و تنزینگ نورگی به قله اورست روانه بازار نمودم. در این کتاب، من با ترس و رغبت، دو پیشقدم را تجسم کردم که فقط 60 متر پایین تر از نوک قله در انتهای یک سطح صخره ای عمودی به ارتفاع 12 متر، که بعدها قدمگاه هیلاری نامیده شد ایستاده اند، در حالی که نومیدانه آرزو می کنند که ای کاش بتوانند از آن بالا بروند. در سال 1953 هنوز فاصله زیادی تا پیدایش کوهنوردی مدرن وجود داشت. لباس ها و چادرهای قدیمی، دماهای بسیار پایین اورست را غیرقابل تحمل و مرگ آور می ساخت. کپسول های اکسیژن، سه برابر سنگین تر از کپسول های امروزی بودند. بیماری های مهلک ارتفاع، که در آن زمان شناخت چندانی در مورد آنها وجود نداشت، باعث می شد تا مغزها متورم شده و شش ها پر از آب شوند. از آن جایی که فرستنده های کوچک رادیویی تا آن زمان اختراع نشده بودند، تا وقتی که هیلاری و تنزینگ تا فاصله چند صد متری اقامتگاه مدرن مرکزی پایین نیامده بودند، هیچ کس از صعود آن دو به قله خبردار نشده بود و وقتی هیلاری دو انگشتش را به علامت پیروزی بالا برد، جهان تازه فهمید که بالاخره اورست فتح شد.

در طول 50 سال پس از وقوع آن رویداد مهم، کوهنوردان درجه یک از سرتاسر جهان در نقطه ای بر روی دامنه های اورست جمع می شدند تا شانس خود را برای ثبت اولین رکوردها در این زمینه بیازمایند. در سال ،1978 صعود رینهولد مسنر بدون استفاده از اکسیژن ذخیره، این عقیده رایج را که مدت زمان صرف شده بدون اکسیژن مصنوعی در ارتفاع بالاتر از 7900 متر ـ در «منطقه مرگ» - باعث خواهد شد تا آسیب های جبران ناپذیری به مغز وارد آید، زیر سوال برد. در سال ،2000 بابو چیری معروف ترین شرپا، فاصله میان اقامتگاه مرکزی تا قله اورست را در مدتی کمتر از 16 ساعت طی کرد. در سال 2001 نوبت به من رسید. اگر چه اورست بر روی نقشه از نوک قله تا اقامتگاه مرکزی رسم شده است، اما من این گونه حس می کردم که در خطه ای بی انتها (و بدون نقشه) گام بر می دارم. بیشتر کارشناسان جهان این گونه تصور می کردند که یک شخص نابینا بر روی بلندترین قله جهان کاری از پیش نخواهد برد، به ویژه آنکه چندی پیش از آن هشت کوهنورد در اثر وقوع یک طوفان مهیب که هم اینک از آن به عنوان «مصیبت 1996» یاد می شود، مرده بودند. اما من 16 سال وقت صرف کرده بودم تا یاد بگیرم که چگونه راهم را بر روی یک ناحیه کوهستانی با استفاده از تیشه های یخ زده و دیرک های دراز پیدا کنم. نهایتا من به این نتیجه رسیدم که وقتی انتظارات سایر مردم به سدهایی در مقابل تو تبدیل می شود، بهترین کاری که می توان انجام داد، این است که با تمام وجود بر آنها فائق آیی.

پیش از آن، اعتراضات فراوانی وجود داشت که من قادر به پاسخگویی و مقاومت در برابر آنها نبودم، تا اینکه من به کوهی نظیر Khumbu Icefall رفتم. 609 متر سنگ های یخی در هم تنیده ـ بعضی به اندازه توپ های بیسبال و بعضی دیگر به بزرگی ساختمان های بلند ـ که دائما در حال انهدام بودند؛ زیرا یخ دائما منبسط و منقبض می شد. همان طوری که من در میان پیچ و خم های کوه در حال حرکت بودم، توانستم صدای ستون های عظیم یخ را که زوزه کشان در حال خرد شدن و سرازیر شدن به طرف پایین (بر روی سر ما) بودند، بشنوم. دقایقی بعد، نخستین سفر من همراه شد با یک سقوط رعب آور و وحشتناک در میان یک گردنه پوشیده از یخ که من به مدت 13 ساعت در آنجا به دام افتادم، واقعه ای که می توان آن را بدترین کابوس یک شخص نابینا قلمداد کرد. هیچ دو قدمی که بر می داشتم، شبیه یکدیگر نبودند، به طوری که من با حرکات زیگزاگ و مارپیچ از روی پل های باریک برفی عبور می کردم و از فراز شکاف های عمیق به روی سنگ های پوشیده از برفی که مدام در حال جابه جایی بودند، می پریدم. سرانجام، با کمک سایر اعضای تیم، من این کار را در میان این توده عظیم یخ 10 بار انجام دادم، در حالی که بروز هر اشتباه یا یک لغزش کوچک از جانب من باعث شد تا مسافتی به طول زمانی 5 ساعت را به طرف پایین سقوط کنم.

من همچنین در مورد اینکه نحوه عملکردم در ارتفاع بالاتر از 7900 متر؛جایی که مغز تا حد نامعینی رشد می کند و فقط یک گام دیگر تا ثبت یک کوشش ماندگار و تاریخی باقیمانده است،نگران بودم چگونه خواهد بود. من از این می ترسیدم که ناتوانی در بهره گیری از قوه تفکر و در عین حال محرومیت دائمی از موهبت بینایی، ترکیب بد و فوق العاده عذاب آوری را به وجود آورد (که تحمل آن از عهده من خارج باشد) با این حال، ارتفاع فوق العاده زیاد کوه باعث کند شدن حرکت سایر اعضای تیم شد، به طوری که من عملا وقت بیشتری داشتم تا تیشه ام را بر زمین بکوبم و گام های محکم تری را در برف خیس خورده کوه فرود آورم. روی قدمگاه هیلاری، من سرانجام سرشت حقیقی وجود خود را حس کردم. دقیقا شبیه توصیف شخصی هیلاری، من خودم را با یک گوه در یک شکاف عمیق نگه داشته بودم، در حالی که دست های پوشیده ام به دقت، دستگیره ها (آویزها) را نشانه رفته بودند، یکی از چکمه های چنگک دارم صخره را می شکافت و دیگری در یک لایه قطور یخه گیر می کرد. 40 دقیقه بعد، زمانی که مغزم به ندرت در خدمت جسمم بود و من احساسی شبیه به این را داشتم که در حال فشار آوردن به لایه های خیس بتن که با آنستزیا (Anesthesia) مخلوط شده اند، می باشم، هم تیمی ام «کریس موریس» ماسکش را پایین آورد، دست هایش را دور من حلقه کرد و با صدایی گرفته در گوشم گفت: «اریک من فکر می کنم که تو تا دقایقی دیگر بربام جهان خواهی ایستاد. »

بسیاری از کوهنوردان با دلیل و مدرک ثابت می کنند که فتح قله اورست، چیزی بیش از انجام یک کار سخت و طاقت فرسا در زمانه خود نبوده است و صف های طویل کوهنوردان که در انتظار صدور مجوز برای صعود به این قله هستند، آن را تا حد یک محیط خاطره انگیز و قدیمی تنزل داده است. در روزگار هیلاری، تیم های متشکل از کوهنوردان درجه یک توسط مجامع بانفوذی همچون انجمن جغرافیاشناسی سلطنتی دستچین می شدند. امروزه، یک سیاح (جهانگرد) با وزنی بیش از حد مجاز و پولی بیش از تجربه و یک شخص بدقواره نابینا و ناشناس، دسترسی یکسانی (به این کوه) دارند. دروازه ورود به دامنه های اورست بر روی همگان گشوده است و برخی منتقدین از مرگ ماجراجویی های بزرگ سخن به میان می آورند. اما تاریخچه اورست، تاریخچه جهان مدرن است، با تمام رجزخوانی ها و دشنام هایش ـ و فرصت های بی نظیر برای سعی و کوشش بشر. درباره من می توان گفت که همان ماجراجویی عظیمی که توسط کوهنوردان نخبه و استثنایی پایه ریزی شد، عینا پنجاه سال بعد توسط یک شخص نابینا و بدقواره به شکل دیگری تکرار شد. ما نمی توانیم گامی به سوی عقب برداریم و کوهستان را مسدود نماییم، زیرا این عقب نشینی، بزرگ ترین موهبت الهی نسل جدید، یعنی آزادی یک فرد برای انتخاب مسیر شخصی اش، را به ورطه نابودی خواهد کشاند.

 

        برای یک کوهنورد بنیه و طاقت در مقابل شرایط جوی نامناسب اصلی ترین است

 

پی نوشت:

اریک وایهنمایر، نویسنده کتاب Touch the top of the world (بام جهان را لمس کنید)، بلندترین قلل هر هفت قاره جهان را فتح کرده است


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۱۳ شهریور ۱۳٩٠ توسط دایی علی

                 عنوان :زندگی نامه راینهولد مسنر 

 

  1. یکی از معروفترین کوهنوردان حال حاضر دنیا به شمار می رود که در 17 سپتامبر 1944 در منطقه ویلنوس در جنوب تیرول ایتالیا متولد شد. تا سن 20 سالگی توانست علی رغم جوانی بسیاری از مسیرهراینهولد مسنر ای دولومیتها را که در غرب آلپ قرار دارند به همراه برادرش گونتر صعود نماید و درست از همان زمان بود که سبک صعود آلپی را بعنوان الگوی خود انتخاب نمود. گونتر بعدها در سال 1970 بر اثر سقوط بهمن در نزدیکی کمپ اصلی جبهه دیامیر نانگاپاربات جان خود رااز دست داد. آن زمان او به همراه راینهولد از صعود موفقیت آمیز به خود بر روی جبهه روپال و پس از تراورس کوه باز می گشت. این نخستین تلاش برادران مسنر بر روی کوهی در هیمالیا بود که با فاجعه همراه شد. سالها طول کشید تا راینهولد بر این غم بزرگ فائق آید. بعدها راینهولد ضمن صعود انفرادی به و نانگاپاربات توانست به عنوان نخستین انسان، سایر قلل بالای 8000 متر را نیز صعود نماید. ضمن آنکه بعنوان سومین کوهنورد موفق به صعود هفت قله مرتفع تمام قاره ها شد. زمانیکه از او در مورد برترین کارهایش در هیمالیا سوال شد عنوان نمود: "مردم از سال 1978 صعودهای بدون اکسیژن به اورست و صعود انفرادی نانگاپاربات مرا بعنوان کارهای خارق العاده می دانستند. ولی به نظر خودم تراورس گاشربروم I به II به همراه 'هانس کمرلندر' که در سال 1984 انجام شد برترین کارم در هیمالیا بود (به شماره 10 گاهنامه اورست مراجعه شود). در سفر اکتشافی قطب شمال در سال 1975 مسنر اقدام به صعود هیدن پیک (گاشربروم I) به شیوه آلپی نمود. این دومین صعود کوه بود که با موفقیت صورت می گرفت. وی در مورد سبک صعودش می گوید: "برای انجام این کارها می باید از پائینترین سطح ممکن شروع به کار نمائید. شما می باید همه لوازم مورد نیاز برنامه را در داخل کوله بار خود حمل کنید و در صورت نیاز به شبمانی کمپ خود را بدور از هرگونه خطری یافته و بیتوته نمائید. مسیر صعود را هم می باید خودتان بیابید، ضمن آنکه نمی توانید از اکسیژن مصنوعی استفاده کنید". در میان صعودهای مسنر بر روی کوههای هیمالیا می توان صعود انفرادی او به اورست را تنها صعود انفرادی واقعی این کوه که به سبک آلپی صورت گرفت دانست. این صعود در فصل مونسن و در زمانیکه هیچ کوهنوردی در منطقه حضور نداشت از طریق مسیری جدید و در جبهه شمالی صورت گرفت. البته امروزه صعودهای انفرادی زیادی بر روی قلل هیمالیا صورت می گیرد. اما اکثر آنها در زمانی انجام می شود که تیمهای زیادی در منطقه حضور دارند. مسنر همچنین جزو آن دسته غربیانی بود که برای پی بردن به اثرار یتی (موجود افسانه ای مناطق هیمالیا) تلاشهایی را صورت داد. او خودش می گوید دوبار موفق به دیدن این موجود شده است. دومین ادعای مسنر در این مورد به آخرین تلاشهای او در منطقه قراقروم باز می گردد. اما این مطلب بدون هیچگونه دلیل و برهانی بیان شد. او وعده ارائه عکس حیوان را داد ولی هیچگاه این مطلب به حقیقت نپیوست و او تنها حدس میزد یتی حیوانی بزرگ و تنومند و مانند خرس پر مو است. برخی معتقدند شخصیت مسنر پس از صعودهای متعددش در هیمالیا کاملا تغییر کرد. آنها همچنین معتقدند ششهای مسنر بر اثر صعودهای بدون اکسیژن در هیمالیا دچار مشکل و آسیب شده. البته آنها می گویند مسنر کاملا آگاه بوده که در زمان ایجاد فشارهای سخت ارتفاع برای مقابله چه کاری باید انجام دهد. زمانیکه در دهه هفتاد او در برخی صعودهایش ناکام ماند منتقدین او بیشتر بر نظرات خود پافشاری نمودند و حتی او را از لحاظ روانی دچار مشکل دانستند. در این میان کوهنورد معروف پاکستانی "نظیر سبیر" که با مسنر صعودهایی را انجام داد (صعود برودپیک) می گوید:"مسنر در ارتفاع بالا از حشیش استفاده می کرد". اگر این مطلب صحت داشته باشد تصور اینکه سلولهای ششهای او دچار نقصان شده باشند دور از ذهن نیست. مسنر این موضوع را به شدت تکذیب نمود. در حال بالارفتن از صخره البته مسنر تنها در ظاهر و به خاطر صعودهایش به شهرت نرسیده بلکه او دارای شخصیتی بسیار قوی است. او هیچگاه نسبت به عقاید و نظرات سایرین بی تفاوت نمی ماند. هر چند گفتن اینکه آیا نظرات مسنر چیزی است که در درونش وجود دارد کار آسانی نیست. مسنر در طول دوران کوهنوردی خود بارها از سوی دیگران نقد شد. وی پس از دو صعود نخست خود به هیمالیا سه هم تیمیش را از دست داد که برادرش گونتر از آن جمله بود. پس از بازگشت از برنامه هایش او را متهم کردند که دوستان در حال مرگش را ترک کرده. در گاشربروم II زمانیکه مسنر بی تفاوت از کنار جسد کوهنورد اطریشی که در شکافی سقوط کرده بود گذشت او را متهم کردند که از روی بدنهای دیگران خود را به قله می رساند. بعدها زمانیکه به همراه کمرلندر برای تراورس گاشربروم II به I از آن محل می گذشت زمان قابل توجهی را برای جابجایی و دفن آن کوهنورد صرف نمود. برخی از علاقمندان کوهنوردی معتقدند مسنر در طول برنامه های خود 9/99% در معرض خطر مرگ قرار داشته. شاید اینگونه باشد اما آن چیزی که واقعیت دارد شرایط بدنی بسیار مناسب او در طول برنامه هایش است. مسنر پس از صعودهایش تبدیل به مردی ثروتمند شد و بدون آنکه دیگر بدنبال دردسرهای کوهنوردی باشد ساکن قصری در آلپ ایتالیا شد و خود را از اکتشاف، کوهنوردی و هرگونه ماجراجویی دیگر بازداشت. او خود می گوید:" برای یادگرفتن برخی چیزها دیگر پیر شده ام". البته مسنر تنها به کوهنوردی نمی پرداخت، او در سال 1990 در مدت 92 روز موفق شد مسیر 2800 کیلومتری قطب جنوب را طی کند. هرچند در سفر به قطب شمال و طی مسیر سیبری تا کانادا ناکام ماند. سخت ترین مسیرها در راه رسیدن به هدف اما آخرین صعود بزرگ مسنر به سال 2000 باز می گردد. درست 30 سال پس از نخستین صعود او به نانگاپاربات او باز هم به این کوه بازگشت. همانند 30 سال قبل برای تلاش بر روی مسیری نو و اینبار نیز یکی دیگر از برادرانش یعنی "هوبرت" همانند 30 سال قبل که با برادر بزرگترش "گونتر" بود او را همراهی می کرد. اما آنها پس از تلاشی سخت و رسیدن به ارتفاعات بالای کوه به دلیل خطرناک بودن مسیر بازگشتند. از مسنر بیش از 40 جلد کتاب در مورد مناطق مختلف هیمالیا و صعودهایش منتشر شده و مقالات و گزارشهای او بارها در نشریات و مجلات مختلف به چاپ رسیده. مسنر نسبت به پیروزیهایش بسیار حسود بود، اما پیروزیهای او به خاطر حسادت نبود بلکه بدلیل سبک برتر صعودهایش پیروز می شد. "گونتر استورم" برخی از صعودهای مسنر تا سال 1964 او بیش از 500 صعود در شرق آلپ انجام داد که اکثر آنها در منطقه دولومیتها صورت گرفت. 1965 اولین صعود جبهه شمالی اولتر 1967 اولین صعود جبهه شمال غربی سویتا اولین صعود زمستانی تیغه شمالی اگنر اولین صعود زمستانی تیغه شمالی فورشیتا اولین صعود زمستانی تیغه شرقی اگنر 1969 اولین صعود انفرادی جبهه شمالی درو صعود انفرادی مارمولاتا صعود انفرادی سویتا (فلیپ فلیم) 1970 نانگاپاربات 8125 متر( اولین صعود جبهه روپال و سومین صعود موفق کوه) 1971 کوهنوردی در نپال، پاکستان، ایران(دماوند)، شرق آفریقا و گینه نو 1972 ماناسلو 8156 متر (جبهه جنوبی سومین صعود موفق کوه) 1973 اولین صعود شمال غربی پلمو اولین صعود برج غربی مارمولاتا اولین صعود جبهه غربی فورشیتا 1974 صعود جبهه شمالی ایگر در مدت 10 ساعت اولین صعود جبهه جنوبی آکانکاگوآ6959 متر 1975 لوتسه جنوبی ناموفقگاشربروم I جبهه شمال غربی اولین صعود به سبک آلپی و دومین صعود موفق کوه 1976 دنالی (مک کینلی) 6193 متر اولین صعود دیواره Midnight sun • 1977 دائولاگیریناموفق 1978 اورست 8848 متر اولین صعود موفق بدون اکسیژن و پانزدهمین صعود موفق کوه نانگاپاربات از مسیر دیامیر - اولین صعود انفرادی یک 8000 متری کلیمانجارو 5963 متر- اولین صعود دیواره بریج 1979 کی2 8611 متر- اولین صعود آلپی کوهآمادابلام جهت امداد رسانی چهارمین صعود کوه 1980 اورست 8848 متر اولین و شاید تنها صعود حقیقتا انفرادی کوه 1981 شیشاپانگما 8012 متر پنجمین صعود کوهاولین صعود جبهه شمالی چاملانگ 7317 متر 1982 اولین صعود جبهه شمالی کانچن چونگا 8586 متر دهمین صعود کوه گاشربروم II 8035 متر هشتمین صعود کوه برودپیک 8047 متر ششمین صعود کوه چوآیو8201 متر- تلاش زمستانی ناموفق 1983 چوآیو 8201 متر صعود به قله به سبک آلپی چهارمین صعود کوه 1984 تراورس گاشربروم II به I • 1985 اولین صعود جبهه شمال غربی آناپورنا 8091 متر دوازدهمین صعود کوه تیغه شمال شرقی دائولاگیری 8167 متر به سبک آلپی بیستمین صعود کوه 1986 ماکالو 8463 متر- تلاش ناموفق زمستانی ماکالو 8463 متر هفدهمین صعود کوه لوتسه 8516 مترهشتمین صعود کوه کوه وینسون 4897 متر 1987 سفر به بوتان و پامیر 1988 جستجو برای یافتن یتی در تبت 1989 لوتسه تلاش برای صعود جبهه جنوبی 1990 قطب جنوباولین تراورس مسیر به صورت پیاده روی به مسافت 2800 کیلومتر در 92 روز 1991 تراورس کشور بوتان از شرق به غرب پیاده روی در جنوب تیرول به مسافت 800 کیلومتر • 1992 چمبورازو - پرو پیاده روی در صحرای تاکلاماکان از جنوب تا شمال چین • 1993 سیاحت در کشور نپال دولپو، موستنگ، مانانگ تراورس گرینلند از جنوب شرقی تا شمال غربی به مسافت 2200 کیلومتر 1994 پیاده روی مناطق مختلف هیمالیا در هندصعود شولینگ 6543 متر رونزوری 5119 متر اوگاندا 1995 تلاش برای تراورس قطب شمال از سیبری تا کانادا بلوچا 4596 متر آلتای سیبری 1996 سفر در شرق تبت • 1997 سفر در شرق تبت سفر به قراقروم جهت حضور در مراسم پنجاهمین سالگرد درگذشت هرمان بول بر روی چوگولیزا 7665 متر سفر به آفریقا 1998 سفر به کوههای آلتای - مغولستان سفر به آند 1999 صعود قلل منطقه سانفرانسیسکو آمریکا 2000 سفر به جنوب گرجستان نانگاپاربات تلاش برای صعود مسیری نو- ناموفق 2002 کوتوپاکسی • 2004 عبور از صحرای گوبی 2005 پاکستان سفر جهت شناسایی جسد برادر مفقودش گونتر مسنر
  2. farya.com                                                               منبع

.: Weblog Themes By Pichak :.



تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
قالب وبلاگقالب وبلاگ